ღღغرور،دختر پاییزیღღ

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی ، ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم!

دوستان عزیز سلام

از این که به وبم سر می زنید و منو از نظرات زیبایتون محروم نمی کنید

ممنونم

امیدوارم که لحظات خوشی رو در این وب سپری کنید و از مطالب خوشتون بیاد..

نظری ، انتقادی ، پیشنهادی برای بهتر شدن وب دارید حتما بگید...

اگه کسی مایل به تبادل لینک ٍ منو با اسم ღღغرور،دختر پاییزیღღ

لینک کنه... و بگه با چه اسمی لینکش کنم... [گل]

با تشکر...

مدیر بلاگ... غرور(امل)

[ یکشنبه 30 مرداد1390 ] [ 19:31 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


این روزها من هیچی حرفی برای گفتن ندارم 

من خلاصه شدم تو این نوشته ها

خلاصه شدم توی دلتنگی ها

خلاصه شدم توی تنهایی ها

خلاصه شدم توی آدمایی که هستن ولی نیستن...

خلاصه شدم بین یه مشت حرف

خلاصه شدم تو یه مشت بغض گره خورده...


[ پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 ] [ 23:51 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


این روزها چیزی را گم کرده ام... 

چیزی شبیه انگیزه برای زندگی کردن.... 

این روزها تورا گم کرده ام... 

این روزها حتی خودم را گم کرده ام... 

گم شده ام در میان انبوه غم نبودن هایت.... 

عجب دیر میگذرد این روزها.... 

عجب سخت میگذرد نبودنت....


[ پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 ] [ 23:49 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


شیرین اینقدرها هم شیرین نبود 

اما فرهاد به هوایش کوه کند،

ولی حالا شيرین ترین شیرین هم که باشی 

همین که 

فرهادت هوایی نشود 

انگار کوه کنده ایی...


[ جمعه 29 فروردین1393 ] [ 15:56 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


خونسرد بودن دليل بر بي احساس بودن نيست

هيچ چيز نمي تواند مانند قطعه اي يخ اشك بريزد..


[ جمعه 29 فروردین1393 ] [ 15:53 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

با کسی باش که

وقتایی که دلت گرفته

حوصله نداری

ناراحتی

حس میکنی یه دنیا غم داری

بلد باشه شادت کنه

راه قلبتو بلد باشه

تنهات نزاره...

[ جمعه 29 فروردین1393 ] [ 15:45 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


فرمانروايي خانه بر دوشم ، محبت كن

اي مرگ!

تابوتي كه با خود مي برم خالي است…

[ یکشنبه 24 فروردین1393 ] [ 1:13 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


من رستم و سهراب تو !

اين جنگ چه جنگي ست

گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ !!!

[ یکشنبه 24 فروردین1393 ] [ 1:4 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


در غلغله ي جمعي و "تنها" شده اي باز

آن قدر كه در پيرهنت نيز غريبي!

[ یکشنبه 24 فروردین1393 ] [ 0:57 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


در دفتر شعر من صدا پنهان است

یک رود پر از ستاره در جریان است

من در سر خود ابر زیادی دارم

جیب کلمات من پر از باران است..


[ پنجشنبه 15 اسفند1392 ] [ 0:11 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

هرکه را دیدی که خنده میکند ...
بی دریغ گویی که حالش روبراست ...
خنده را معنی به سرمستی نکن ...
آنکه میخندد غمش بی انتهاست...


[ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 12:20 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

لـحظه های ســــکوتم؛
پر هیاهو ترین دقــــایق زندگیم هستند
مـملو از آنچه
مي خواهم
و
نمي گویم ...!!!

[ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 12:12 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


حرفهای دلم رانوشتم ... پرازدرد ... پرازغم ... همه خواندند،
اتفاقا خوششان هم آمد و لایکش هم کردند...
برخی هم کپی...
ولی افسوس هیچکس عمق تنهایی ام رادرک نکرد...

[ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 12:7 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


بدون تو این شهر با همه ی بزرگیش تنگ است و دلگیــــر !



[ پنجشنبه 12 دی1392 ] [ 1:32 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را...
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را...
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم...
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

[ پنجشنبه 12 دی1392 ] [ 1:19 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

بعضی روزها
انسان فقط خسته ست

نه تنهاست
نه غمگین
و نه عاشق
فقط خسته ست!

[ چهارشنبه 11 دی1392 ] [ 23:58 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

پر از دلشوره ام ، بی تاب و دلگیرم...
کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در یک لحظه می میرم؟؟؟

[ چهارشنبه 11 دی1392 ] [ 2:21 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


هرجا پی ات رفته بودم
دلتنگ برگشته بودم،
آشفته و خسته انگار از جنگ برگشته بودم...


[ چهارشنبه 11 دی1392 ] [ 2:10 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم

قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...


متن کامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

[ یکشنبه 8 دی1392 ] [ 23:36 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﺪ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻏﻤﻬﺎﯼ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭﺩﻣﻨﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻋﺎﻟﻤﻢ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ...
ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﺪ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﻗﻔﺲ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ...
ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ..
ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻡ...

[ یکشنبه 8 دی1392 ] [ 23:27 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]


امشب تنم خمیده و خوابم نمی برد

روزم به شب رسیده و خوابم نمی برد
از ابر پاره پاره غمهای بیشمار
یک قطره غم چکیده و خوابم نمی برد
یا خواب من ز غصه به روحم رسیده است
یا از سرم پریده و خوابم نمی برد
یا پشت چشم پنجره ی فولاد آسمان
آه تو را شنیده و خوابم نمی برد
پیراهن عزیز مرا گرگ عاشقی
از رو به رو دریده و خوابم نمی برد
صدها ستاره می شمرم تا دوباره باز
سر می زند سپیده و خوابم نمی برد
فریاد میزنم که خدا بشنود چرا؟؟
من شانه ام خمیده و خوابم نمی برد...
 

[ یکشنبه 8 دی1392 ] [ 2:28 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]




[ یکشنبه 8 دی1392 ] [ 2:14 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

من خیلی وقته از کسی ناراحت نمیشم ...

تمام سختیش یه خنده زورکیه ,

و شونه بالا انداختن الکیه ...

خیلی وقته خیلی از چیزارو میدونم ,

و خودمو میزنم به ندونستن ...

سختیش یه لحظه حرف عوض کردنه ,

و بی خیال شدنه ...

بی خیال ! ! !

[ یکشنبه 8 دی1392 ] [ 2:12 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

جمعه‌ها را دوست ندارم

مثل مرگی می‌آید

می‌نشیند روبه‌رویت

رنجور عزیمتت می‌کند

زجرت می‌دهد و می‌رود...

[ جمعه 6 دی1392 ] [ 23:48 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

نه در آغوشت گرفته ام...

نه تو را بوسیده ام...

نه حتی موهایت را نوازش کرده ام

اما...
ببین

چگونه برایت عاشقانه می نویسم ...



[ پنجشنبه 5 دی1392 ] [ 23:18 ] [ غـgђ๑я๑๑яـرور ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه